لطفا چند لحظه صبر كنيد ... |
|
مقایسه انتخاب شده ها
حذف همه
دسته بندی محصولات
-
چرا باید کیمیاگر را بخوانیم؟
-
همهی ما حتما نام کیمیاگر را شنیدهایم. کیمیاگر اثر نویسنده نامآشنای برزیلی، پائولوکوئلیوست. در نقدها و بررسیهای این کتاب گفته شده که این اثر اقتباسی از داستانی از دفتر ششم مثنوی معنوی مولوی است. خود پائولو کوئیلیو این موضوع را رد نمیکند، اما میگوید بیشتر از داستانی از خورخه لوئیس بورخس داستانش را الهام گرفته است.
پائولو کوئیلیو در جوانی به تهران سفر کرده و در محضر عارفی ایرانی با اندیشههای مولوی آشنا شده است. احتمالا اگر اینجا هستید و این یادداشت را میخوانید، دو یادداشت دیگری هم که درباره کتاب کیمیاگر نوشتیم، برای شما جذاب خواهد بود:
فکر کنید یک شب بخوابید و در خواب تان به شما الهام شود که گنجی در نقطه ای با مشخصات داده شده در آن سوی کره زمین وجود دارد که فقط شما میتوانید به آن دست .پیدا کنید…
این گنج فقط برای شماست و به غیر از شما هیچکس دیگری نمیتواند به آن دست پیدا کنید.
کتاب «کیمیاگر» اینطور شروع میشود… کتابی که بیش از 65 میلیون نسخه از آن فروخته شده و پرطرفدارترین کتاب دنیا با بیشتری ترجمه را به نام خودش ثبت کرده است.
پائولو کوئلیو از این دست افراد است که می ارزد با خواندن کتابی از وی به ذهنش سفر کرد و افکار رنگارنگ از جنس مردم عادی را لمس کرد و با یک داستان آنچنان جذاب درگیر شد که نخواهید آنجا را ترک کنید.
اگر تا به امروز فرصت سفر به ذهن پائولو کوئیلو را با خواندن کتاب هایش نداشتید، نگران نباشید؛ ما در این مقاله به صورت مختصر و مفید میخواهیم به مهم ترین و پرطرفدارترین کتاب پائولو کوئلیو نویسنده پرتقالی بپردازیم.
آیا چنین کتابی میتواند یک کتاب معمولی باشد؟ البته که نه…
خواندن یک مهارت شیرین است. خواندن به شما کمک میکند به ذهن بزرگترین فیلسوف ها، دانشمندها، ریاضیدان ها و … بروید هرآنچه در آن اتفاق می افتد را ببینید.
خلاصه رمان کیمیاگر
رویای تکرارشونده در ذهن سانتیاگو، جوان چوپان ماجراجوی اندلسی میگذرد. هروقت سانتیاگو زیر درختی که در کنار کلیسا روییده میخوابد، این رویا را میبیند. در رویایش، بچهای به او میگوید که پای اهرام ثلاثه مصر گنجی را جستوجو کن. سانتیاگو برای تعبیر خوابش پیش زنی کولی میرود و کولی در کمال تعجب به او میگوید که به مصر برود.
پیرمردی عجیب و جادویی به اسم ملشیزدک که ادعا میکند پادشاه سالم است، حرف زن کولی را تکرار میکند و به سانتیاگو میگوید که این ماموریت شخصی (حدیث خویش) توست و باید به سمت اهرام حرکت کنی. ملشیزدک سانتیاگو را متقاعد کرد که گلهاش را بفروشد و راهی تانگیر شود. زمانی که سانتیاگو به تانگیر رسید دزدی همهی پولهایش را برد. به همین دلیل برای پیدا کردن کار پیش تاجر کریستال رفت. تاجر محافظهکار و مهربان به سانتیاگو درسهای زیادی داد و سانتیاگو را تشویق کرد که وارد ریسک تجارتش شود. ریسکها جبران میشوند و سانتیگو در عرض یک سال ثروتمند میشود.
سانتیاگو تصمیم میگیرد ثروتش را به پول نقد تبدیل کند تا برای انجام ماموریت شخصیش به سفرش ادامه دهد. او به کاروانی میپیوندد که از راه صحرا به سمت مصر میرفت و آنجا با مردی انگلیسی آشنا شد که در حال تحصیل در زمینه کیمیاگری بود. در طول سفر از مرد انگلیسی مطالب زیادی یاد میگیرد و در راه این سفر، سانتیاگو به نسخهی بهتری از خودش تبدیل میشود.
مفاهیم اصلی کتاب کیمیاگر
1- همه ما «کیمیاگر» زندگی خودمان هستیم و قدرت ساختن آینده مان را داریم؛
کیمیاگر یعنی کسی که میتواند ماهیت چیزی را تغییر بدهد یا از طریق اقدامات جادویی چیزی خلق کند… مثل من، مثل شما، مثل هرکسی که در اطراف تان می شناسید.
به نظر شما ساختن رویایی که در ذهن تان است به صورت واقعی چیزی از جادو کم دارد؟ چند نفر در سطح دنیا توانستند به هرآنچه در ذهن شان است جامه عمل بپوشانند و در دنیای واقعی خلق شان کنند؟ بله… خیلی کم هستند.
خیلی کم هستند؛ اما هستند. وقتی میدانیم که هستند چنین افرادی پس میتوانیم باور داشته باشیم که ممکن است. از این فرصت و قدرت درونی تان استفاده کنید. شما قدرت خلق آینده تان را دارید.
2- بعضی وقت ها هرآنچه را که دنبالش می گردید، همان جایی است که شروع کردید
اما خبر ندارید و آنقدر ذهن تان را از اطلاعات بیهوده پر کردید که حتی چیزهایی که در برابرتان هستند را هم نمیتوانید ببینید.
اکثر اوقات در سفرمان به مقصد موفقیت، برایمان پیش می آید که متوجه شویم هرآنچه که به دنبالش بودیم و سخت برای بدست آوردنش تلاش میکردیم همان جایی بوده که شروع کردیم… از اول بوده اما ما تازه کشف اش کردیم.
بله دوستان، همه مان هرآنچه را که میخواهیم، در وجودمان داریم اما یادمان میرود، کم بین هستیم و اکثرمان منفی نگر هستیم و فرصت هایی که داریم را قدر نمیدانیم.
اگر تصمیم گرفتید موفق شوید و به تصمیم تان متعهد هستید، بدانید که شما قبل از بدست آوردن موفقیت در دنیای مادی، در ذهن تان موفق شدید.
3- ماموریت شما در زندگی مهم ترین دغدغه فکری تان باید باشد
شاید شما مانند سانتیاگوی داستان کیمیاگر گنجی به شما الهام نشده باشد در خواب؛ اما مطمئن باشید گنجی بارها با ارزش تر برای شما در این دنیا وجود دارد که باید به دنبالش بروید.
گنجی که فقط برای شماست و هیچکس دیگری نمیتواند به آن دست پیدا کند به جز شما !
این گنج شاید مادی نباشد اما زندگی میلیون ها نفر را در دنیا تغییر بدهد. گنج آلکساندر فلیمینگ، کشف پنیسیلین بود، گنج توماس ادیسون کشف لامپ بود، گنج ماری کوری کشف رادیواکتیو بود، گنج استیو جابز وارد کردن تکنولوژی ساده در زندگی انسان های عصر امروز بود…
4- مسیر مهم است، مقصد فقط یک بهانه است.
مقصد را فراموش کنید، مقصد یک چشم انداز است. شما زمان زیادی نمیتوانید در مقصد باقی بمانید، اما زمان زیادی را در مسیر سپری میکنید.
مسیر مهم تر است چون زندگی شما، مسیرهایی هستند که سپری میکنید نه مقصدهایی که رسیدید. شما به هر مقصدی برسید، مقصدی جذاب تر پیدا خواهید کرد، در هر مقصد هم باشید پس از مدتی راکد ماندن دلزده میشوید، اما در طول مسیر اگر مسیر عشق و علاقه تان باشید شما خسته نمیشوید چون در حرکت اید و در حالی که از زندگی لذت می برید به سمت چیزهایی که دوست دارید در حرکت اید.
5- مانع ها منتظر شما هستند.
مانع ها همان چیزهایی هستند که میخواهند بدانند «آیا شما واقعا میخواهید به مقصد برسید؟» یا فقط علاقه دارید و بدتان نمی آید آنجا باشید؟
نفر اول و بهترین بودن مقصد ارزشمندی است. کسانی میتوانند در این مقصد باشند که لیاقت آنرا داشته باشند و قبلا بهای آنرا با تلاش، امیدواری و پایبندی به تعهداتشان پرداخت کرده باشند.
اگر مقصد ارزشمندی را هدف گرفتید، باید بدانید موانع زیادی بر سر راه تان خواهد بود که برای عبور از آنها نباید کم کاری کنید و به هر نحوی شده برای رسیدن به رویاهایتان با آنها بجنگید و عبور کنید.
پس، از موانع و مشکلات راه اهداف و رویاهایتان فرار نکنید.
بدانید آنها آنجا هستند که بسیاری دیگر را که به اندازه شما رویایشان برایشان ارزشمند نیست را اجازه ندهند به رویاشان برسند و مقصد را برای شما که سخت تلاش میکنید تا به آنجا برسید، خلوت نگه دارند.
-
00
-
تعداد بازدید : ۱۳۶۰تاريخ : 06 آبان 1400
-
چرا باید کیمیاگر را بخوانیم؟
-
همهی ما حتما نام کیمیاگر را شنیدهایم. کیمیاگر اثر نویسنده نامآشنای برزیلی، پائولوکوئلیوست. در نقدها و بررسیهای این کتاب گفته شده که این اثر اقتباسی از داستانی از دفتر ششم مثنوی معنوی مولوی است. خود پائولو کوئیلیو این موضوع را رد نمیکند، اما میگوید بیشتر از داستانی از خورخه لوئیس بورخس داستانش را الهام گرفته است.
پائولو کوئیلیو در جوانی به تهران سفر کرده و در محضر عارفی ایرانی با اندیشههای مولوی آشنا شده است. احتمالا اگر اینجا هستید و این یادداشت را میخوانید، دو یادداشت دیگری هم که درباره کتاب کیمیاگر نوشتیم، برای شما جذاب خواهد بود:
فکر کنید یک شب بخوابید و در خواب تان به شما الهام شود که گنجی در نقطه ای با مشخصات داده شده در آن سوی کره زمین وجود دارد که فقط شما میتوانید به آن دست .پیدا کنید…
این گنج فقط برای شماست و به غیر از شما هیچکس دیگری نمیتواند به آن دست پیدا کنید.
کتاب «کیمیاگر» اینطور شروع میشود… کتابی که بیش از 65 میلیون نسخه از آن فروخته شده و پرطرفدارترین کتاب دنیا با بیشتری ترجمه را به نام خودش ثبت کرده است.
پائولو کوئلیو از این دست افراد است که می ارزد با خواندن کتابی از وی به ذهنش سفر کرد و افکار رنگارنگ از جنس مردم عادی را لمس کرد و با یک داستان آنچنان جذاب درگیر شد که نخواهید آنجا را ترک کنید.
اگر تا به امروز فرصت سفر به ذهن پائولو کوئیلو را با خواندن کتاب هایش نداشتید، نگران نباشید؛ ما در این مقاله به صورت مختصر و مفید میخواهیم به مهم ترین و پرطرفدارترین کتاب پائولو کوئلیو نویسنده پرتقالی بپردازیم.
آیا چنین کتابی میتواند یک کتاب معمولی باشد؟ البته که نه…
خواندن یک مهارت شیرین است. خواندن به شما کمک میکند به ذهن بزرگترین فیلسوف ها، دانشمندها، ریاضیدان ها و … بروید هرآنچه در آن اتفاق می افتد را ببینید.
خلاصه رمان کیمیاگر
رویای تکرارشونده در ذهن سانتیاگو، جوان چوپان ماجراجوی اندلسی میگذرد. هروقت سانتیاگو زیر درختی که در کنار کلیسا روییده میخوابد، این رویا را میبیند. در رویایش، بچهای به او میگوید که پای اهرام ثلاثه مصر گنجی را جستوجو کن. سانتیاگو برای تعبیر خوابش پیش زنی کولی میرود و کولی در کمال تعجب به او میگوید که به مصر برود.
پیرمردی عجیب و جادویی به اسم ملشیزدک که ادعا میکند پادشاه سالم است، حرف زن کولی را تکرار میکند و به سانتیاگو میگوید که این ماموریت شخصی (حدیث خویش) توست و باید به سمت اهرام حرکت کنی. ملشیزدک سانتیاگو را متقاعد کرد که گلهاش را بفروشد و راهی تانگیر شود. زمانی که سانتیاگو به تانگیر رسید دزدی همهی پولهایش را برد. به همین دلیل برای پیدا کردن کار پیش تاجر کریستال رفت. تاجر محافظهکار و مهربان به سانتیاگو درسهای زیادی داد و سانتیاگو را تشویق کرد که وارد ریسک تجارتش شود. ریسکها جبران میشوند و سانتیگو در عرض یک سال ثروتمند میشود.
سانتیاگو تصمیم میگیرد ثروتش را به پول نقد تبدیل کند تا برای انجام ماموریت شخصیش به سفرش ادامه دهد. او به کاروانی میپیوندد که از راه صحرا به سمت مصر میرفت و آنجا با مردی انگلیسی آشنا شد که در حال تحصیل در زمینه کیمیاگری بود. در طول سفر از مرد انگلیسی مطالب زیادی یاد میگیرد و در راه این سفر، سانتیاگو به نسخهی بهتری از خودش تبدیل میشود.
مفاهیم اصلی کتاب کیمیاگر
1- همه ما «کیمیاگر» زندگی خودمان هستیم و قدرت ساختن آینده مان را داریم؛
کیمیاگر یعنی کسی که میتواند ماهیت چیزی را تغییر بدهد یا از طریق اقدامات جادویی چیزی خلق کند… مثل من، مثل شما، مثل هرکسی که در اطراف تان می شناسید.
به نظر شما ساختن رویایی که در ذهن تان است به صورت واقعی چیزی از جادو کم دارد؟ چند نفر در سطح دنیا توانستند به هرآنچه در ذهن شان است جامه عمل بپوشانند و در دنیای واقعی خلق شان کنند؟ بله… خیلی کم هستند.
خیلی کم هستند؛ اما هستند. وقتی میدانیم که هستند چنین افرادی پس میتوانیم باور داشته باشیم که ممکن است. از این فرصت و قدرت درونی تان استفاده کنید. شما قدرت خلق آینده تان را دارید.
2- بعضی وقت ها هرآنچه را که دنبالش می گردید، همان جایی است که شروع کردید
اما خبر ندارید و آنقدر ذهن تان را از اطلاعات بیهوده پر کردید که حتی چیزهایی که در برابرتان هستند را هم نمیتوانید ببینید.
اکثر اوقات در سفرمان به مقصد موفقیت، برایمان پیش می آید که متوجه شویم هرآنچه که به دنبالش بودیم و سخت برای بدست آوردنش تلاش میکردیم همان جایی بوده که شروع کردیم… از اول بوده اما ما تازه کشف اش کردیم.
بله دوستان، همه مان هرآنچه را که میخواهیم، در وجودمان داریم اما یادمان میرود، کم بین هستیم و اکثرمان منفی نگر هستیم و فرصت هایی که داریم را قدر نمیدانیم.
اگر تصمیم گرفتید موفق شوید و به تصمیم تان متعهد هستید، بدانید که شما قبل از بدست آوردن موفقیت در دنیای مادی، در ذهن تان موفق شدید.
3- ماموریت شما در زندگی مهم ترین دغدغه فکری تان باید باشد
شاید شما مانند سانتیاگوی داستان کیمیاگر گنجی به شما الهام نشده باشد در خواب؛ اما مطمئن باشید گنجی بارها با ارزش تر برای شما در این دنیا وجود دارد که باید به دنبالش بروید.
گنجی که فقط برای شماست و هیچکس دیگری نمیتواند به آن دست پیدا کند به جز شما !
این گنج شاید مادی نباشد اما زندگی میلیون ها نفر را در دنیا تغییر بدهد. گنج آلکساندر فلیمینگ، کشف پنیسیلین بود، گنج توماس ادیسون کشف لامپ بود، گنج ماری کوری کشف رادیواکتیو بود، گنج استیو جابز وارد کردن تکنولوژی ساده در زندگی انسان های عصر امروز بود…
4- مسیر مهم است، مقصد فقط یک بهانه است.
مقصد را فراموش کنید، مقصد یک چشم انداز است. شما زمان زیادی نمیتوانید در مقصد باقی بمانید، اما زمان زیادی را در مسیر سپری میکنید.
مسیر مهم تر است چون زندگی شما، مسیرهایی هستند که سپری میکنید نه مقصدهایی که رسیدید. شما به هر مقصدی برسید، مقصدی جذاب تر پیدا خواهید کرد، در هر مقصد هم باشید پس از مدتی راکد ماندن دلزده میشوید، اما در طول مسیر اگر مسیر عشق و علاقه تان باشید شما خسته نمیشوید چون در حرکت اید و در حالی که از زندگی لذت می برید به سمت چیزهایی که دوست دارید در حرکت اید.
5- مانع ها منتظر شما هستند.
مانع ها همان چیزهایی هستند که میخواهند بدانند «آیا شما واقعا میخواهید به مقصد برسید؟» یا فقط علاقه دارید و بدتان نمی آید آنجا باشید؟
نفر اول و بهترین بودن مقصد ارزشمندی است. کسانی میتوانند در این مقصد باشند که لیاقت آنرا داشته باشند و قبلا بهای آنرا با تلاش، امیدواری و پایبندی به تعهداتشان پرداخت کرده باشند.
اگر مقصد ارزشمندی را هدف گرفتید، باید بدانید موانع زیادی بر سر راه تان خواهد بود که برای عبور از آنها نباید کم کاری کنید و به هر نحوی شده برای رسیدن به رویاهایتان با آنها بجنگید و عبور کنید.
پس، از موانع و مشکلات راه اهداف و رویاهایتان فرار نکنید.
بدانید آنها آنجا هستند که بسیاری دیگر را که به اندازه شما رویایشان برایشان ارزشمند نیست را اجازه ندهند به رویاشان برسند و مقصد را برای شما که سخت تلاش میکنید تا به آنجا برسید، خلوت نگه دارند.
-
00
-
تعداد بازدید : ۱۳۶۰تاريخ : 06 آبان 1400